درباره ما

ما جمعی از کمونیست‌های ایرانی هستیم که در خدمت نفوذ آگاهی سوسیالیستی در بین توده‌ها، تبدیل آلترناتیو سوسیالیسم به خواست حاکم در تفکر طبقه کارگر و دیگر زحمتکشان و نیروهای مترفی، سازماندهی توده‌های میلیونی کار و زحمت و مسلح کردن‌شان در خدمت سرنگونی نظام سرمایه‌داری و برقراری دیکتاتوری پرولتاریا تلاش میکنیم.

ایران یک کشور سرمایه‌داری وابسته با اقتصاد رانتی‌ست. سرمایه‌داری حاکم بر ایران در طول تاریخ حیات‌اش از هیچ جنایتی نسبت به مردم این سرزمین دریغ نکرده است. این طبقه علاوه بر استثمار همه جانبه طبقه کارگر، به سرکوب خونین افراد این طبقه نیز میپردازد. لذا تحقق آزادی طبقه کارگر در شرایطی ممکن است که این طبقه به طبقه حاکم تبدیل گردد.

ایران کشوری‌ست که از ملل مختلف تشکیل گشته است و اقلیت‌های گوناگون مذهبی نیز در کنار هم زندگی میکنند. ستم ملی و مذهبی یکی از معضلات جامعه ایران است. برای این که این ملل و اقلیت‌های مذهبی بتوانند واقعاً صلح آمیز و برادرانه در کنار هم قرار گیرند باید ستم ملی از ریشه برکنده شود. مبارزه علیه ستم ملی فقط مربوط به جامعه سوسیالیستی نیست، بلکه زمینه‌ای از مبارزه است که در امروز و تا مرحله‌ای بالا در سوسیالیسم باید بدان پرداخته شود. مبارزه ملی وجهی از مبارزه پرولتری سوسیالیستی‌ست. لذا ما، مبارزه جهت حق ملل در سرنوشت خویش تا جدائی و ایجاد دولت مستقل وظیفه اجتناب ناپذیر خود میدانیم و معتقد هستیم که عدم چنین درخواستی و عدم مبارزه قاطع برای تحقق آن، شکل خطرناکی از اپورتونیسم در جنبش کارگری و کمونیستی ایران است.   

طبقه کارگر بدون حضور جنبش کمونیستی در آن قادر نخواهد شد مبارزات صنفی و اقتصادی خود را به سطح مبارزه جهت ویرانی نظام سرمایه‌داری ارتقاء دهد، قادر نخواهد شد خود را برای یک مبارزه مسلحانه علیه سرنگونی نظام سرمایه‌داری متحد و متشکل سازد. لذا اگر بخش‌های جنبش کمونیستی به همین گونه که پراکنده هستند، در درون طبقه کارگر نفوذ کنند، انشعاب ایدئولوژیک – سیاسی – سازمانی در این طبقه را تقویت و تعمیق مینمایند. بدین جهت وحدت سازمانی اکثریت احزاب، سازمان‌ها و گروه‌های جنبش کمونیستی امری حیاتی و اجتناب ناپذیر میباشد. این وحدت، یک وحدت صوری نیست، بلکه وحدتی‌ست که از درون مبارزه ایدئولوژیک حاد طبقاتی میگذرد و در هر مرحله با تصفیه ایدئولوژی و سیاست خرده بورژوازی از درون خود وحدت طبقاتی خود را منسجم‌تر و اراده واحد خود را برای متحد کردن اکثریت جامعه به محوریت طبقه کارگر همه جانبه‌تر اعمال خواهد کرد. لذا جنبش کمونیستی چاره‌ای جز یک حرکت دو وجهی ندارد؛ وحدت گام به گام در جهت کارگری شدن و ایجاد حزب کمونیست راستین و سراسری ایران.

چنین وظیفه سترگی را فقط حزبی میتواند به انجام برساند که خود سترگ و به لحاظ طبقاتی تمام و کمال در خدمت رهائی طبقه کارگر باشد. و این زمانی ممکن میگردد که روابط درونی این حزب مستحکم باشد. این استحکام وقتی به وجود میآید که معیارهای لنینی در آن حاکم گردد: هر عضو باید در یک حوزه حزبی شرکت کند، حق عضویت بپردازد و مسؤولیت مشخص قابل کنترل داشته باشد.

حزب یک سازمان هرمی‌ست که دارای یک رأس و سلسله مراتب از بالا به پائین است. در یک حزب راستین کمونیستی خدمتگذارترین، رشیدترین، به لحاظ طبقاتی آگاه‌ترین و با تجربه‌ترین افراد طبقه کارگر و دیگر زحمتکشان در رأس حزب قرار میگیرند. این حزب تا وقتی میتواند شاداب و در خدمت طبقه کارگر فعال باشد که درونش مرتب نو سازی گردد. در نتیجه رهبران باید تحت کنترل پایه‌های حزب و کل طبقه کارگر قرار گیرند. توده‌های حزبی باید قادر باشند نظرات خود را بی هراس و کاملا آزادانه مطرح کرده به رهبری حزب برسانند و از آن‌ها استنطاق کنند. این رهبری باید بتواند نظرات مثبت و انقلابی توده‌ها را به سیاست حزب تبدیل کند. ما به این رابطه مرکزیت دمکراتیک میگوئیم و معتقدیم؛ حزبی که چنین نباشد، یک حزب بوروکراتیک بیش نیست.

لذا ما مصممانه در نوسازی خود در خدمت اهداف طبقه کارگر میکوشیم.

طبقه کارگر در مبارزه طبقاتی درونی سلاحی جز انتقاد و انتقاد از خود ندارد. یکی از مهمترین عواملی که اتحاد شوروی را به یک کشور رویزیونیستی و سپس امپریالیستی تبدیل کرد، پایمان نمودن انتقاد و انتقاد از خود درون حزبی توسط کولاک زاده‌هائی بود که در جریان جنگ جهانی دوم جای کمونیست‌های برخاک افتاده را در حزب اشغال کردند.   

فرمان تاریخ به کمونیست‌ها، ایجاد حزب کمونیست راستین و سراسری ایران است. این آلترناتیوِ پراکندگی کنونی در جنبش کمونیستی این سرزمین میباشد. هر سازمانی که با تمام تلاش و قدرت در سمت این آلترناتیو حرکت نکند و فقط به منافع سازمانی و گروهی خود بچسبد و شرایط این لحظه را نفی دیالکتیکی نکند، هر چقدر فریادهای رادیکال سردهد، ارتجاعی و عقب مانده است.

جنبش کمونیستی باید به فرمان تاریخ گوش فرا دهد و آن را عملی سازد. این بزرگترین و افتخار آمیزترین وظیفه ما کمونیست‌هاست.

جنبش انقلابی ایران تحت رهبری طبقه کارگر و در رأس آن حزب کمونیست حتی اگر بتواند اکثریت مردم را نیز علیه نظام سرمایه‌داری بسیج و متشکل کند، ولی بدون پشتیبانی سیاسی بخش‌های دیگر طبقه کارگر در کشورهای مختلف، بدون پشتیبانی سیاسی اکثریت مردم جهان قادر به برداشتن گام‌های بلند نخواهد بود. در نتیجه غلبه انترناسیونالیسم انقلابی بر ناسیونالیسم ارتجاعی ضرورت حیاتی برای پیشبرد امر انقلاب ضد سرمایه‌داری در کشور ما دارد. طبقه کارگر ایران نیز انترناسیونالیسم را در شکل پشتیبانی سیاسی و معنوی و حتی مادی از مبارزات انقلابی و مترقی زحمتکشان کشورهای دیگر باید اعمال نماید.

طبقه کارگر در مبارزه علیه نظام سرمایه‌داری و برپائی سوسیالیسم علاوه بر مبارزه علیه استثمار انسان از انسان، باید به مبارزه علیه وجه دیگر استثمار توجه کافی مبذول دارد. همراه استثمار انسان از انسان باید استثمار انسان از طبیعت را نیز از ریشه برکند. سرمایه‌داری در هر لحظه و در هر شرایطی فقط سود را میبیند و برای آن از هیچ جنایتی دریغ ندارد. سرمایه‌دار برای رسیدن به سودی ناچیز حاضر است هزاران انسان و مناطق وسیعی را نابود کند.

بدین جهت دفاع از محیط زیست شکلی از مبارزه طبقاتی پرولتاریاست که باید همراه اشکال دیگر مبارزه طبقاتی به پیش برده شود.  

تاریخ وظیفه خطیری به ما کمونیست‌ها سپرده است، باید آن را با وحدت اراده که تجسم آن حزب واحد کمونیست راستین ایران است، با شجاعت و وفاداری به سرانجام برسانیم.