سرمقاله

ما کمونیست‌ها

 

تازه‌ترین مقالات

جنگ آمریکا – اسرائیل با ایران و تأثیر بین‌المللی آن

آمریکا یک ابر قدرت جهانی و اسرائیل عامل سیاسی – نظامی آن در خاور میانه است. ایران کشوری‌ست بزرگ در خاورمیانه با منابع غنی نفتی و در کنار تنگه هرمز. لذا از موقعیت استراتژیک خاصی برخوردار است.

در نظر گرفتن فقط آمریکا – اسرائیل و ایران در این جنگ، ما را به درک اهداف این سه قدرت بین‌المللی و منطقه‌ای نمی‌رساند. هدف این جنگ وقتی نمایان می‌شود که ما بزرگترین تضاد در کمپ نیروهای امپریالیستی را در نظر بگیریم. بزرگترین تضاد که روند کنونی جهان را تعیین می‌کند، تضاد امپریالیسم آمریکا و امپریالیسم چین است. آمریکا در حال افول و چین در حال صعود و تبدیل شدن به بزرگترین قدرت جهانی است.

از این منظر، امپریالیسم آمریکا تمایل چندانی به تعویض رژیم در ایران ندارد. رژیم ایران با ایجاد آشوب و هراس در منطقه، باعث می‌شود که آمریکا بتواند در هر سال میلیاردها دلار بیشتر اسلحه به کشورهای خاورمیانه‌ای بفروشد.

آمریکا و اسرائیل یک هدف دو وجهی را دنبال می‌کنند:

هدف آمریکا در تقابل با رژیم ایران اساساً جهت گوشمالی آن و تبدیلش به اهرم خود در تقابل با امپریالیسم چین است. در صورت عدم موفقیت در این امر سعی می‌کند با تخریب زیرساخت‌های ایران رژیم را برای سرنگونی توسط مردم به رهبری یک گروه وابسته به خود آماده سازد. هدف اسرائیل نیز تضعیف رژیم ایران، تقویت آمریکا در تقابل با چین و حاکمیت بلامنازع خود در منطقه خاورمیانه است. با این هدف، آمریکا و اسرائیل به ایران تهاجم نظامی کرده‌اند.

حمله نظامی آمریکا – اسرائیل به ایران و ایران به اسرائیل و مراکز نظامی آمریکا در خاورمیانه که در ۹ اسفند ۱۴۰۴ آغاز شد با شدت و حدت تا ۱۸ آوریل ۲۰۲۶ ادامه داشت. در این تاریخ بین آمریکا و ایران آتش‌بس دو هفته‌ای توافق شد. ولی هر سه طرف با حدت کمتری جنگ را با موشک پرانی‌ها و تخریب و کشتار هنوز ادامه میدهند.

در این جنگ هزاران نفر در ایران و اسرائیل و کشورهای خاورمیانه‌ جان خود را از دست داده‌اند و هزاران مسکن، تأسیسات علمی و اداری ویران گشته است.

رژیم ایران تنگه هرمز را بسته و خروج نفت را از این منطقه تا اندازه‌ای متوقف کرده است. قطع صادرات نفت از تنگه هرمز اقتصاد بسیاری از کشورهای بزرگ و کوچک را با بحران شدید روبه رو کرده است.

کل مصرف روزانه نفت جهان قدری بیش از ۱۰۰ میلیون بشکه است. بیش از ۲۰ درصد از نفت خام و ۳۰ درصد نفت و فرآورده‌های آن باید از تنگه هرمز بگذرد، حدود یک پنجم مصرف جهانی.

زمانی که ایران اعلام کرد؛ اجازه نخواهد داد حتی یک لیتر نفت از تنگه هرمز بگذرد، ناوگان‌های آمریکائی بیش از ۹۰ کشتی مین گذار ایران در تنگه هرمز را مورد حمله قرار دادند. این درگیری دریائی و توقف صادرات نفت از تنگه هرمز، تولید نفت را در جهان به شدت کاهش داد. این امر باعث گران شدن شتابان نفت گردید. در اولین روزهای این درگیری قیمت هر بشکه نفت برنت به ۱۱۵ و حتی ۱۱۹ دلار نیز رسید. (اسپوتنیک) نفت آمریکا تا ۹۸ دلار افزایش یافت. کاهش تولید و گران شدن نفت، بحران عمیقی را در ساختار سرمایه‌داری جهانی باعث می‌گردد. صنایع شهری و کشاورزی را با ورشکستگی رو به رو می‌سازد و سرمایه‌داران را از سودهای افسانه‌ای محروم می‌نماید. لذا آژانس بین‌المللی انرژی از اعضای خود خواست که ۴۰۰ میلیون بشکه از ذخائر نفتی خود را آزاد سازند تا جریان نفت در سطح بین‌المللی عادی گردد و قیمت‌ها ثابت بماند. ۳۲ کشور عضو آژانس، بخشی از ذخائر نفتی خود را آزاد کردند.

ترامپ نیز تحریم خرید نفت از روسیه را برای مدت ۳۰ روز لغو کرد تا کشورهای صنعتی از روسیه نفت خریداری کنند. این اقدام ترامپ نه فقط به خاطر جلوگیری از افزایش قیمت‌ها، بلکه بیشتر یک دلیل خصوصی داشت. «رویترز می‌نویسد این تصمیم نشان‌ دهنده نگرانی کاخ سفید از افزایش قیمت نفت در آستانه انتخابات میان‌دوره‌ای نوامبر است؛ انتخاباتی که دونالد ترامپ و حزب جمهوری خواه امیدوارند در آن کنترل کنگره را حفظ کنند.» (ایران اینترنشنال)

به همین جهت در روزهای بعد قیمت‌ نفت کاهش یافت. نفت برنت به ۹۰ و سپس ۸۳٫۷۵ دلار و نفت آمریکا به ۷۷٫۰۸ دلار در هر بشکه سقوط کرد.

نیروهای نظامیِ دریائی ایران به سه کشتی نفتکش در تنگه هرمز حمله کردند و عبور کشتی‌ها در این تنگه را قطع نمودند (۱۴ مارس ۲۰۲۶).

لذا دولت آمریکا مصمم است کشتی‌های نفتکش را با اسکورت نظامی از تنگه هرمز بگذراند.  با حمله اسرائیل به تأسیسات نفتی پارس جنوبی در ۲۷ اسفند ۱۴۰۴ و موشک باران رأس لفان در قطر توسط جمهوری اسلامی، قیمت نفت بالا رفت به طوری که «قیمت گاز اروپا اکنون بیش از دو برابر نرخ قبل از آغاز درگیری‌ها است.» (بی بی سی) و لذا در ۳ آوریل ۲۰۲۶ قیمت نفت تگزاس تا ۱۱۱٫۵۴ دلار و قیمت نفت خام اوپک تا  ۱۱۰٫۶۳ دلار اوج گرفت.

افزایش بی سابقه قیمت نفت، آشوب عظیمی را در جهان ایجاد کرده است؛ صف‌های طولانی جلوی پمپ بنزین‌ها، رو آوردن وسائل نقلیه به مواد سوختی ارزانتر و بی کیفیت‌تر و لذا تخریب شدید محیط زیست و افت تولیدات صنعتی ناشی از کمبود بنزین.

در آمریکا قیمت میانگین بنزین از ۲٫۹۲ دلار به ۳٫۵ دلار برای هر گالن افزایش نشان می‌دهد. همچنین گازوئیل از ۳٫۶۶ دلار به ۴٫۷۸ دلار رسیده است.

گران شدن نفت باعث گران شدن تولیدات صنعتی و کشاورزی می‌گردد و همه چیز به طور انفجاری گران می‌شود. ما امروز این روند را به خوبی احساس می‌کنیم. گرانی و تورم ناشی از آن به صورت مکنده‌ای تمام امکانات مالی اکثریت مردم جهان به ویژه زحمتکشان را می‌مکد، آن‌ها را فقیرتر، گرسنه‌تر، بی‌خانمان‌تر از گذشته در مقابل لوله‌های تفنگ آماده به شلیک اقلیتی قرار می‌دهد که از برکت تورم و گرانی به ثروت‌های افسانه‌ای می‌رسند. در واقع شکاف عمیق بین فقر و ثروت که به دره‌ای خونین تبدیل گشته است، عمیقتر و خونین‌تر می‌گردد.

بر این پایه، به جرأت می‌توان گفت که تظاهرات، اعتصابات و شورش‌های عظیم و حتی انقلابات ضد سرمایه‌داری در آینده‌ای نه چندان دور کل نظام سرمایه‌داری جهانی را خواهد لرزاند.

جنگ هزینه دارد: هزینه انسانی، ابزاری، ساختاری و اجتماعی.

هزینه انسانی در هر جنگی را بیشتر مردمان کشور در حال جنگ باید بپردازند. در تهاجم این دو کشور به ایران، فقط ۱۸ تن از سران رژیم به قتل رسیدند و بعضی مؤسسات دولتی و هسته‌ای نابود شدند ولی هزاران خانه مسکونی به ویرانه تبدیل شده، هزاران زن و مرد و کودک نیز تا کنون به قتل رسیده و ده‌ها هزار نفر بی خانمان گشته‌اند. هدف اصلی جنگ‌های ارتجاعی، ویران کردن سرپناه مردمان عادی و غیر نظامی و قتل عام آن‌هاست.

در این درگیری‌ها تعدادی نیز در کشورهای خاورمیانه که پایگاه‌های آمریکا مستقر است، کشته شده‌اند:

نیویورک تایمز می‌نویسد: «کشورهای خلیج که به جنگ کشانده شده‌اند به محدودیت تامین امنیت خود توسط آمریکا پی بردند.»

این جنگ اعتماد کشورهای خاورمیانه‌ای به آمریکا را به شدت متزلزل کرده است. مردم کشورهائی که آمریکا در آن‌ها پایگاه نظامی دارد، نه تنها امنیت بیشتری احساس نمی‌کنند بلکه خود را در خطر بیشتری می‌بینند. از این نقطه نظر است که مریم الدوساری سخنگوی مخالفین دولت سعودی می‌گوید: «پایگاه‌های نظامی آمریکا در عربستان باید تعطیل شوند. موجودیت آنها حفاظت از اسرائیل است در حالی که مردم غیرنظامی را به خطر می‌اندازد.» این را می‌توان موضع اغلب مردم کشورهای خاورمیانه دانست. همه آن‌ها اکنون خواهان برچیده شدن پایگاه‌های نظامی ‌آمریکا هستند.

روند جنگ در روبنا نیز علاوه بر هزینه  جانی، هزینه اقتصادی سنگینی دارد.

هر پهباد جنگی ایران حدود ۲۰ هزار دلار قیمت دارد قیمت هر موشک آمریکائی و یا اسرائیلی که این پهباد را رهگیری می‌کند  ۴ میلیون دلار می‌باشد. ایران تا هفت روز اول جنگ حدود ۲۰۰۰ پهباد به هدف‌های مورد نظر گسیل کرده و ۸۰۰ موشک آن‌ها را رهگیری کرده‌اند. به همین جهت خبرنگار امنیت و دفاعی فایننشل تایمز آقای کلاور می‌گوید: «هزینه این جنگ برای آمریکا و متحدان خلیجی‌اش طاقت‌فرسا شده است» (بی بی سی  فارسی). به عبارت دیگر آمریکا در هفته اول جنگ بیش از ۱۱ میلیارد دلار هزینه کرده است. این هزینه‌ها فشار دائم‌التزایدی را به اقتصاد ورشکسته آمریکا و اقتصاد بحران زده اسرائیل وارد می‌کند.

ایران کشور خنثی‌ای نیست. در مثلث چین – روسیه – ایران قرار دارد.

چین نزدیک به ۷۰۰ میلیارد دلار و روسیه بیش از ۲۰۰ میلیارد دلار در ایران سرمایه گذاری کرده‌اند. در عین حال ۳۵ درصد نفت تولید شده ایران به چین صادر می‌شود. لذا چین با شدت نگران نتایج این جنگ است.

روسیه در جنگ اوکراین به تولیدات تسلیحاتی ایران نیاز دارد و منابع گازی در شمال ایران نیز بر مبنای قرارداد در اختیار روسیه است. لذا آمریکا و اسرائیل در تهاجم نظامی‌شان به ایران مایل به سرنگونی رژیم از بیرون نیستند زیرا در آن صورت مستقیماً با دولت‌های چین و روسیه روبه‌رو می‌شوند. به همین جهت ترامپ حملات کوتاه مدت انجام می‌دهد و خود را کنار می‌کشد.

بر سر حمله به ایران، قطب بندی در پارلمان و جامعه آمریکا هر روز شدیدتر می‌شود. در پارلمان آمریکا، دمکرات‌ها توانسته‌اند حتی با تعدادی از جمهوری‌خواهان علیه ترامپ متحد شوند. اختلافات بر سر؛ چرا جنگ، جنگ طولانی یا کوتاه مدت، قوانین آمریکا در مورد جنگ و کارهای شخصی و آنارشیستی ترامپ و غیره هر روز شدیدتر می‌شود.

مشاور ضد تروریستی آمریکا (جو کنت) که در جریان حمله آمریکا به ایران استعفا داده است، می‌گوید: «اسرائیل با به راه انداختن تبلیغات عظیم ما را به این جنگ کشانده و این به ضرر آمریکاست.»

اکثریت قاطع مردم آمریکا ضد جنگ هستند و در این روزها به صورت میلیونی خیابان‌ها را فتح کرده‌اند.

در اروپا نیز بر سر مسأله جنگ آمریکا-آسرائیل با ایران شکاف ایجاد شده است. روزنامه راستگرای انگلیسی تلگراف نوشت: «جنگ با ایران در اروپا شکاف انداخته و اتحادیه آتلانتیک را متلاشی کرده است.»

در عین حال اروپا که در اوائل به جنگ روی موافق نشان می‌داد، کم کم برخی کشورها از آن فاصله گرفتند. موضع عمومی اروپا اکنون: تفاهم، حل دیپلماتیک مسأله، رعایت حقوق بین‌المللی و تخفیف جنگ است. اروپا این مواضع را نه به خاطر زندگی مردمان درگیر جنگ بلکه به خاطر جلوگیری از نفوذ جنگ در اروپا طرح می‌کند. در واقع آن‌ها از فشار بر ایران پشتیبانی می‌کنند ولی خواهان جنگ و طولانی شدن آن نیستند. مرتس، صدر اعظم آلمان می‌گوید: «جنگ اگر نقشه پایان نداشته باشد، خطرناک است.»

پس از شکست مذاکرات صلح در اسلام آباد، ترامپ دستور محاصره تنگه هرمز را داه و ایران تهدید کرده است که آمریکا با این عمل درس دیگری از ایران خواهد گرفت. تنش‌ها افزون گردیده‌اند.

این جنگ یک نتیجه بیشتر ندارد: یا آمریکا در اعمال سیاست‌اش در ایران موفق می‌شود. در آن صورت پای آمریکا در خاورمیانه محکم‌تر می‌گردد و در تقابل با چین در موضع بهتری قرار می‌گیرد و یا سیاست آمریکا شکست می‌خورد و رژیم ایران همچنان بر جا می‌ماند و موضع ضد اسرائیلی – آمریکائی خود را حفظ می‌کند و روی تحقیقات هسته‌ای هم کوتاه نمی‌آید. در آن صورت نفوذ اندکی هم که برای آمریکا در خاورمیانه مانده از دست‌اش می‌رود و چین به حاکمیت بیشتری بر کشورهای خاورمیانه‌ای دست می‌یابد.

نظم کمونیستی

۲۶ فروردین ۱۴۰۵