شکست سیاست داخلی و بینالمللی ترامپ تا کنون
دونالد ترامپ، چهل و هفتمین رئیس جمهور آمریکا برای بار دوم پس از سوگند ریاست جمهوری در ۲۰ ژانویه ۲۰۲۵ (۱ بهمن ۱۴۰۳)، در مراسم تحلیف، سیاست چهار سال آینده خود را چنین بیان نمود:
۱- سیاست داخلی:
«امنیت، حاکمیت و عدالت را به کشورمان بازخواهیم گرداند. آمریکا به زودی قویتر و پایدارتر از همیشه خواهد شد. ... ما قادر به ارائه هیچ گونه خدمات درمانی به بسیاری از مردم خود نیستیم و این موضوع به طور کامل تغییر خواهد کرد. ... از این لحظه فروپاشی آمریکا به پایان رسید. ... در مرزهای جنوبی کشور وضعیت اضطراری ملی اعلام میکنم. هرگونه ورود غیرقانونی را متوقف میکنم و میلیونها نفری که به طور غیرقانونی وارد کشورمان شدهاند را به کشورهایشان بازمیگردانم. هزاران نیرو به مرز اعزام میکنم تا جلوی سیل مجرمان را بگیرم و با مهاجمان غیرقانونی مثل تروریستها برخورد خواهیم کرد. ... از همه کارگران در ایالات متحده حمایت خواهیم کرد و آمریکاییها قادر خواهند بود اتومبیلهایی را که میخواهند خریداری کنند. ... به نیروهای امنیتی امکانات لازم برای نابودی باندهایی که جرم و جنایت را به مرزها و کشور ما میآورند، خواهم داد.»
او بدین ترتیب سیاست داخلی خود را بیان نمود.
۲- سیاست خارجی:
«من خیلی ساده در همه موارد آمریکا را در اولویت قرار خواهم داد. ... ما بر محصولات کشورهای خارجی تعرفه گمرکی و مالیات وضع خواهیم کرد. ... بنابراین، برای انجام وظیفه خطیر خود در حفاظت از آمریکا و شهروندانش، ایالات متحده از توافق اقلیمی پاریس خارج خواهد شد. ... ما برای امنیت ملی و حتی امنیت بینالمللی به گرینلند نیاز داریم... و من فکر میکنم که آن را به دست خواهیم آورد؛ به هر طریق ممکن، آن را به دست خواهیم آورد. ... من واقعاً شوخی نمیکنم... تنها راهی که این مسئله واقعاً میتواند کار کند، این است که کانادا به یک ایالت [ایالات متحده] تبدیل شود. کانادا و ایالات متحده [به صورت یک کشور واحد]، واقعاً چیز بزرگی خواهد بود. ... ایالات متحده نوار غزه را در اختیار خواهد گرفت و ما در آنجا کار خواهیم کرد. مالک آن خواهیم شد و مسئولیت پاکسازی همه بمبهای عملنکرده و سایر سلاحهای خطرناک موجود در آنجا را بر عهده خواهیم گرفت. ریویرای خاورمیانه؛ این میتواند چیزی بسیار باشکوه باشد. فکر نمیکنم مردم باید به غزه بازگردند. فکر میکنم غزه برای آنها بسیار بداقبال بوده است. آنها مانند جهنم زندگی کردهاند.»
۳- بررسی نتایج عملی این سیاستها:
الف. سیاست داخلی:
ترامپ در همان روزهای اولِ دوره دوم حاکمیت خود، ۱۷ تن از بازرسان کل در وزارتخانهها را که مسؤول کنترل مالی، نظارات بر عملکرد وزراتخانهها و جلوگیر از فساد بودند، اخراج کرد. این عمل به عدم کنترل دولت توسط پارلمان آمریکا انجامید و به فساد و آنارشیسم و آشفتگی گستردهٔ اداری دامن زد.
به دستور ترامپ، اداره خدمات شهروندی و مهاجرت آمریکا، تمام امکانات مهاجرتی و یا مزایای مهاجر بودن ۳۹ کشور آفریقائی، آسیائی و آمریکای لاتین را لغو نمود. این امر به شورشهای گسترده مهاجرین و مردم زحمتکش آمریکا علیه دولت ترامپ انجامید. ترامپ در تقابل با این شورشها و اعتراضات، پلیس فدرال و بخشی از ارتش را بدون اجازه و درخواست فرمانداران به ایالات مختلف فرستاد که موجی از خشم در مردم و فرمانداران ایالات به وجود آورد.
فرمانهای مکرر و پی در پی اجرائی ترامپ، فرستادن پلیس و ارتش به ایالات مختلف، برکناری مقامات ناظر در وزارتخانهها و کنترل کامل خود بر این نهادها و تضعیف استقلال قوهٔ قضائی این کشور، موجی از نارضایتی و اعتراضات میلیونی به وجود آورد که شعارشان “نه به پادشاه“ بود.
بر این معضلات، معضلات اقتصادی ناشی از سیاستهای فوق ارتجاعی ترامپ، اضافه میگردد. تورم افزایش یافته است و ناشی از آن گرانی بیداد میکند.
هزینه مواد غذائی رو به افزایش است. مثلا تخم مرغ ۲۷٪ و انواع گوشتها به طور متوسط ۵٫۶٪ تا کنون افزایش یافته است. لذا افزایش مزد کارگران از افزایش تورم و گرانی عقب مانده و زندگی آنها را بحرانی و سختتر کرده است.
یکی از عوامل نارضایتی شدید زحمتکشان در آمریکا قیمت و مخارج مسکن است. در دوران پیش از ترامپ، زوجهای جوان برای شروع زندگی خانوادگی امکان تهیه خانه کوچک و سرپناه ملکی را داشتند.
زمان نرخ تورم سالانه
پایان دوره بایدن حدود ۲٫۹٪
فوریه ۲۰۲۵ حدود ۲٫۸٪
آوریل ۲۰۲۵ حدود ۲٫۳٪
مه ۲۰۲۵ ۲٫۴٪
ژوئن ۲۰۲۵ ۲٫۷٪
ژوئیه ۲۰۲۵ ۲٫۷٪
مأخذ: هوش مصنوعی
در دوره ترامپ به ویژه دوره دوم، این امکان تقریباً برای زوج جوان غیر ممکن گشته است. در سال ۲۰۲۵، حد متوسط سن افرادی که میتوانند چنین خانههائی داشته باشند ۴۰ ساله برآورد میشود. سهم این گروه چهل ساله نسبت به کل خریداران خانه فقط ۲۱٪ میباشد (دنیای اقتصاد)
این معضل ناشی از بالا رفتن نرخ بهره وام مسکن، گران شدن مصالح و رشد تقاضا و کمبود عرصهٔ خانه است. ترامپ با تمام تبلیغات عوامفریبانهاش در مورد رفاه و عدالت نتوانسته است نه عدالت حاکم کند و نه رفاه.
یکی از مهمترین عوامل گرانی و آشفتگی اقتصادی و ناشی از آن تحمل ناپذیرتر شدن زندگی کارگران و زحمتکشان، تأثیر تعرفههای ترامپ بر کل اقتصاد بیمار این کشور است.
شکست وعدههای ترامپ، ضربه شدیدی به محبوبیت او وارد آورده است. طبق نظر سنجی گالوپ، هواداران ترامپ از ۴۷٪ به ۳۷٪ کاهش یافتهاند.
به لحاظ سیاسی، سیاستهای مغشوش بینالمللی ترامپ و دامن زدن به آشوبهای جهانی مثل مناسباتش با چین، عملیاتش در ونزوئلا، سیاست سوپر ارتجاعی و نژاد پرستانهاش در مورد غزه و جنگ ویرانگرش با ایران، خشم عمومی مردم آمریکا را برانگیخه است و او را در چشم آنها هر روز منفورتر میکند.
رابرت رایش، اقتصاددان ، نویسنده و استاد دانشگاه برکلی کالیفرنیا در همان ۱۰۰ روز اول دوره دوم ریاست جمهور ترامپ مینویسد: «قانون اساسی آمریکا در معرض خطر قرار گرفته است. حقوق مدنی و انسانی زیر پا گذاشته میشوند و اقتصاد در آشفتگی است.» (روزنامه گاردین)
ب- سیاست خارجی:
سیاست خارجی ترامپ؛ اول آمریکا، همان سیاست خارجی هیتلر است؛ اول آلمان. هر دو بر رأس دو کشور امپریالیستی به صورت فاشیستی حکومت میکنند. سیاست اول آمریکا بدین معناست که “هدف وسیله را توجیه میکند“. آمریکا برای رسیدن به منافعاش میتواند دهها هزار نفر را قتل عام کند، هر کشوری را که مایل است اشغال نماید، یک ملتی را از برق و آب و نان محروم سازد و در صحنه ملی و بینالمللی هیچ محدودیتی برای خود قائل نباشد.
این ایدئولوژی، سیاست ترامپ را شکل داده است: بیرون کردن غزهایها از کشورشان، اشغال کانادا، گروینلند و پاناما، غارت منابع معدنی اوکراین، دزدیدن رئیس جمهور ونزوئلا، جنگ با ایران، وضع کردن تعرفههای گمرکی بالا برای بسیاری از کشورها، دامن زدن به جنگ تجاری با چین و...
کانادا: بلافاصله بعد از اعلام موضع ترامپ در مورد کانادا و بستن تعرفههای سخت گمرکی علیه این کشور، نخست وزیر کانادا چنین پاسخ داد: «کانادا درسی را که از "خیانت آمریکا" گرفته هرگز فراموش نخواهد کرد.» و خواهان همبستگی مردمش علیه آمریکا گردید. این نخست وزیر لیبرال تحت چنین شرایطی توانست پشتیبانی اکثریت قاطع مردم کانادا را به دست آورد. نه تنها مردم کانادا، بلکه مردم سراسر جهان با ناباوری و شوک با موضع ترامپ رو به رو شدند. در عین حال اتحادیه اروپا نیز همبستگی خود با کانادا را اعلام نمود. نمایندگان این اتحادیه در نطقهای خود “اصل بنیادین نظم بینالمللی، احترام به حاکمیت ملی و تمامیت ارضی کشورها است.“ را برجسته کردند و رابطه فشردهتری با کانادا برقرار نمودند. چین و روسیه نیز این موضع را تقبیح کردند. بدین ترتیب ترامپ در داخل آمریکا و در سطح بینالمللی آنچنان منفرد شد که دیگر صحبت جدیای در این مورد بر زبان نیآورد. این اولین شکست او در صحنه بینالمللیست.
گروینلند: بعد از موضع ترامپ در مورد خرید گرینلند و معرفی جف لندری، فرمانده ایالت لوئیزیانا به عنوان نماینده ویژه آمریکا در امور گرینلند، نخست وزیر دانمارک، فردریکس، گفت: «گروینلند فروشی نیست و آینده این مردم باید توسط خودشان تعیین شود.» مسئولین گروینلند نیز گفتند: «ما گروینلندی هستیم؛ نمیخواهیم آمریکایی شویم.» سپس اتحادیه اروپا موضع گرفت. اورسولا فون در لاین، رئیس کمیسیون اروپا، گفت: «احترام به تمامیت ارضی و حاکمیت ملی کشورها، اصول بنیادین حقوق بینالمللی هستند. این اصول نه تنها برای اتحادیه اروپا، بلکه برای تمام کشورهای جهان اهمیت دارند. ...ما با دانمارک و مری گرینلند اعلام همبستگی میکنیم و برای حل آن به رایزنی با متحدان و شرکای خود ادامه میدهیم.» (البته ایشان در مورد پایمال کردن حق حاکمیت مردم غزه توسط اسرائیل و کشتار هفتاد هزار نفر از این مردم، دچار فراموشی و نسیان شده است.) با تشدید تضاد آمریکا و اتحادیه اروپا به ویژه دانماک و تشدید تضاد در پارلمان آمریکا و مردم آمریکا با ترامپ و دولتاش، ترامپ مجبور شد، دهان ببندد و یواشکی مسأله را پشت برده بکشاند. این دومین شکست ترامپ در اوضاع بینالمللیست.
طرح ترامپ در مورد غزه با مقاومت بسیار گستردهتر، پایدارتر، عمیقتر و خطرناکتری رو به رو شد؛ اراده مردم غزه در ماندگاری در کشورشان، شکست تمام سیاستهای اسرائیل در مورد غزه، پشتیبانی بی دریغ میلیاردها از مردم جهان از مبارزات مردم غزه علیه آمریکا و اسرائیل و ناشی از آن اجبار دولتهای سرمایهداری در محکوم کردن جنایات اسرائیل در شکل بیانیههای سازمان ملل متحد در این مورد. نفرت عمیق مردم جهان از سیاست ترامپ و دولت اسرائیل، قاطعانه ترامپ را با شکست سنگین بینالمللی رو به رو ساخت. به طوری که علناً از این سیاست فاصله گرفت و دیگر دم برنیاورد.
ترامپ قول داده بود که به جنگ اوکراین خاتمه دهد. نه تنها قادر به این کار نشد، بلکه امروزه مشغول تشدید جنگ در اوکراین و روسیه است. او ادعا کرد خدا او را برای صلح جهانی فرستاده است. ولی آشوب و بی نظمیای را که او در داخل آمریکا و اوضاع جهانی برپا کرده است، هیچ رئیس جمهوری در آمریکا نتوانسته برپا کند.
دولت آمریکا تا کنون در جنگ با ایران به هیچ کدام از خواستهای خود نرسیده است: سرنگونی رژیم جمهوری اسلامی ایران، باز کردن تنگه هرمز، ممنوعیت غنی سازی اورانیوم و ساخت موشکهای بالستیک توسط ایران.
بسیاری معتقدند که ترامپ یک آدم مالیخولیائی بیش نیست. عده دیگری میگویند، سیاستها و حرفهای متضاد او نشانه زیرکی او در اوضاع بینالمللی است.
ما معتقد هستیم که سیاست ترامپ انعکاس ایدئولوژی آن بخش از بورژوازی آمریکاست که مصمم است در درون آمریکا و در اوضاع بینالمللی فاشیسم اعمال کند و از این طریق به “منافع آمریکا اول“ برسد.
نظم کمونیستی
۲۴ مرداد ۱۴۰۵



