تروتسکیسم ضد انقلاب در خفا - ۸
نویسنده: جی. اُلجین
مترجم: آمادور نویدی
ابتدا، تروتسکیسم یک نظریه به اصطلاح «انقلاب مداوم» است، و نام دیگر این تئوری این است که این غیرممکن است که سوسیالیسم را در اتحاد جماهیر شوروی بنا کرد.
دوم، تروتسکیسم به معنای عدم وفاداری به حزب بلشویک، در وحدت، و در خصومت خود نسبت به عناصر فرصت طلب است، که منجر به تئوری «همزیستی انقلابیون و فرصت طلبان، از گروهها و گروهکهای خودشان در درون حصار یک حزب واحد میشود».
سوم، تروتسکیسم به معنای سوء ظن به رهبران بلشویسم، تلاش جهت بیاعتبار ساختن و لکه دار کردن آنهاست. استالین با درکی پیشگویانه به خطرات تروتسکیسم اشاره کرد.
«خطر جدید تروتسکیسم در چه جایی نهفته است؟ در این که تروتسکیسم، باتوجه به کل محتوای درونیاش، هر فرصتی دارد که به مرکز و مظهر وحدت عناصر غیرپرولتری تبدیل شود که تلاش میکند دیکتاتوری پرولتاریا را تضعیف نماید و از هم متلاشی کند.
تروتسکیسم اکنون به منظور خلع (سلاح) بلشویسم، و تضعیف پایهها به پیش میرود.» (انقلاب اکتبر، ص. ۹۴).
رفیق استالین شش سال بعد (ژوئن سال ۱۹۳۰)، تنها «مختصات» ذکر شده قبلی را بسط و گسترش داد و باز تعریف نمود. فعالیتهای تروتسکیستی با توصیف خصوصیات اصلی که رفیق استالین درباره تروتسکیسم ذکر نمود، بخوبی زیبنده بود. چیزی که رفیق استالین در سال ۱۹۲۴ به عنوان یک احتمال و روند پیشبینی نمود، به یک عمل انجام شده، تبدیل گشته بود.
رفیق استالین در سالهای ۱۹۳۰ پرسید که «ماهیت تروتسکیسم چیست؟»، و او برداشت زیر را تشخیص داد:
«ماهیت تروتسکیسم قبل از هرچیز، شامل، انکار احتمال ساختمان سوسیالیسم در اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی، با نیروهای طبقه کارگر و دهقانان کشور ماست. این به چه معناست؟ این یعنی که اگر، در آینده نزدیک، در شکل انقلاب جهانی پیروزمند کمک نیاید، ما باید تسلیم بورژوازی شویم و جاده را برای جمهوری دمکراتیک بورژوازی باز و هموار کنیم. متعاقباً، ما با ماسک عبارت پردازی “انقلابی“ درباره پیروزی انقلاب جهانی، انکار بورژوازی از امکان ساخت سوسیالیسم در کشورمان را داریم.
ماهیت دوم تروتسکیسم شامل، نفی امکان کشاندن تودههای اصلی دهقانان در ساخت سوسیالیست در روستاهاست. این به چه معناست؟ این یعنی که طبقه کارگر جهت رهبری دهقانان پس از آن در وظیفه تغییر مسیر مزارع دهقانان منفرد به خطوط جمعی به اندازه کافی قوی نیست، و آن که، اگر در آینده نزدیک پیروزی انقلاب جهانی به کمک طبقه کارگر نیاید، دهقانان ساختار کهنه بورژوازی را برمیگردانند. متعاقباً، ما در این جا نیز انکار بورژوازی از قدرت و فرصتهای دیکتاتوری پرولتاریا برای رهبری دهقانان جهت نیل به سوسیالیسم را داریم، که با ماسک عبارات “انقلابی“ درباره پیروزی انقلاب جهانی پوشیده شده است.
ماهیت تروتسکیسم در نهایت، شامل انکار ضرورت انضباط فولادین در حزب، جهت به رسمیت شناختن آزادی گروههای جناحی (فرقهای) در حزب، برای به رسمیت شناختن ضرورت تشکیل حزب تروتسکیستی است. برای تروتسکیسم، حزب کمونیست اتحاد جماهیر شوروی نباید یک حزب متحد و تنها حزب میلیتانت باشد، اما باید مجموعهای از گروهها و جناحها، هرکدام با سازمان مرکزی، و مطبوعات خود و غیره باشد. و این به چه معناست؟ این یعنی که بدنبال آزادی گروههای سیاسی در حزب باید آزادی احزاب سیاسی در کشور بیاید، برای مثال، دموکراسی بورژوازی. متعاقباً، ما در این جا آزادی گروههای جناحی را در حزب برسمیت شناختهایم، که مستقیماً منجر به تحمل احزاب سیاسی در کشور دیکتاتوری پرولتاریا میشویم، که همه با عبارات درباره “دموکراسی درون حزبی“، و “بهبود رژیم“ در درون حزب پوشیده میشوند» (جوزف استالین، لنینیسم، جلد دوم، نسخه انگلیسی، ص.۳۹۱-۳۹۳).
انکار احتمال ساخت سوسیالیسم در اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی تنها میتواند کارگران شوروی را دل سرد کند، اعتماد آنها را از بین ببرد، شور و شوق آنها را تعدیل نماید. انکار امکان ساخت سوسیالیسم در روستاها تنها میتواند دهقانان متوسط و فقیر را دل سرد کند، مبارزه آنها علیه کولاک ها را تقلیل دهد، اعتماد آنها را به پرولتاریای شهری و حزب او به عنوان رهبران انقلاب و سازندگان سوسیالیسم تضعیف کند. انکار ضرورت انضباط پولادین در حزب تنها میتواند نقض انضباط را تشویق نماید و بنابراین قویترین سلاح دیکتاتوری پرولتاریا را ضعیف کند. به همین دلیلست که استالین (در سال ۱۹۳۰) به گروه تروتسکیستی مارک «ضد پرولتری، ضد شوروی، ضد انقلابی زد، که با زحمت و دقت زیاد، بورژوازی را از امور حزب ما آگاه میسازد.» (همانجا، ص.۳۹۱).
تروتسکیسم امروزه دیگر خودش را در «اطلاع رسانی» به بورژوازی محدود نمیکند. امروزه تروتسکیسم مرکز و مظهر وحدت دشمنان اتحاد جماهیر شوروی، انقلاب پرولتری در کشورهای سرمایهداری، و کمونیسم بینالملل است. تروتسکیسم نه تنها تلاش میکند که دیکتاتوری پرولتاریا را در اتحاد جماهیر شوروی متلاشی کند، بلکه همچنین نیروهایی را که در سراسر جهان برای دیکتاتوری پرولتاریا مبارزه میکنند، تجزیه و متلاشی سازد.
ادامه دارد.



