تازه‌ترین مقالات

زن و جنگ

در دوران سرمایه‌داری همانند دوران فئودالیسم، جنگ امری مردانه است. با وجود این که در سال‌های اخیر تعدادی از زنان در نیروی نظامی کشورهای مختلف پذیرفته شده‌اند ولی جنگ همچنان امری مردانه باقی مانده است. علت آن هم تحقیر زنان توسط جهان مردسالار است. در نظام سرمایه‌داری زن قابلیت و لیاقت جنگی ندارد. این لیاقت و قابلیت فقط در انحصار مردان است. لذا با هر جنگی که در می‌گیرد، اندیشه مردسالاری تقویت و تحقیر زنان با شدیدترین وجهی اعمال می‌شود. و به نوعی تمام دستاوردهای زنان در آزادی جنسیتی و اجتماعی و پوشش را که سالیان طولانی برایش مبارزه کرده و جان  نثار نموده‌اند، از دست‌شان می‌ربایند.

بر این مبنا با آغاز هر جنگی، تشدید تحقیر زنان در درون کشور متهاجم آغاز می‌شود و به همه جا سرایت می‌کند.

در دوران سرمایه‌داری کشور متهاجم برای فلج کردن کشور مورد تهاجم در درجه اول به نیروهای مولده و مراکز علمی آن کشور حمله می‌کند و ضربه می‌زند و سپس زیر ساخت‌های دیگر را هدف می‌گیرد.

در ایران دقیقا همین اتفاق افتاد. کارخانجات بزرگ و متوسط  و مناطق کارگر نشین و دانشگاه‌ها و مدارس را هدف گرفتند. در این جریان حدود ۴ میلیون کارگر بیکار و عده‌ای هم کشته شدند. در بین کشته شدگان ۲۵۸ زن و ۲۳۳ کودک  به چشم می‌خورد. در عین حال ۴۷۲۱ زن و ۱۹۸۵ کودک نیز مصدوم شده‌اند.

کشته و مصدوم شدن زنان در این ابعاد نشانه حضور آن‌ها در جامعه، در پروسه کار و تولید و همیاری به مردم است. در جنگ اخیر زنان بیش از مردان برای کمک رسانی، همیاری و نجات درگیرشدگان فعال بودند و هزینه بالای آن را نیز پرداختند.

در ایران بیش از ۶ میلیون زن، سرپرست خانواده‌اند یعنی بیش از ۱۴ درصد کل سرپرستان خانواده در ایران. این زنان زحمتکش بیشتر از طریق کار تولیدی در صنایع، صنایع دستی خانگی، دست فروشی، خرید و فروش کوچک اینترنتی و کارهای خدماتی معیشت خود را تأمین می‌کنند. با بمباران صنایع بزرگ و متوسط توسط آمریکا و اسرائیل حدود چهار میلیون به بیکاران کشور افزوده شده است. تخریب صنایع بزرگ و متوسط، به آشفتگی و از بین رفتن مشاغل کوچک تولیدی و خدماتی می‌انجامد. بدین جهت اکثر زنان سرپرست خانواده کارشان را از دست داده‌اند و همراه خانواده‌شان بیکار، گرسنه، فقر زده و بی پناه در جامعه رها شده‌اند. از خانه‌های تخریب شده توسط بمباران آمریکا و اسرائیل ۱۶۰۰ خانه متعلق به زنان سرپرست خانواده می‌باشد. این خانواده‌ها در عین حال بی سرپناه بی مأوا نیز گشته‌اند. این امر از یک معضل اجتماعی پا را فرارتر نهاده و به یک فاجعه طولانی مدت اجتماعی تبدیل شده است.

کلیه زنانی که کارشان را از دست داده‌اند، باید تبدیل به خانم خانه شوند. اگر در گذشته همسان مرد خرجی خانه را تأمین می‌کردند و مرتبه‌ای را در خانواده به دست می‌آوردند، اکنون باید خرجی خود را از مرد خانه دریافت کنند. لذا ایدئولوژی مردسالانه بورژوازی در خانواده‌ها تقویت می‌شود. از جانب دیگر زمانی که مرد خانه در اثر جنگ بیکار، زخمی و از کار افتاده می‌شود، زن مجبور است معیشت خانه را تأمین کند، آن هم در شرایطی که جنگ به طور روز افزون و هر ساعت بر بیکاران جامعه می‌افزاید.

در این شرایط اولاً حضور زنان در جامعه کاسته می‌گردد و

دوماً تحت این دو عامل مناسبات خانواده بحرانی می‌شود که در آن مرد سالاری تقویت می‌شود و طلاق و جدائی گسترش می‌یابد. ولی در دو جنگ اخیر ایران، تعداد طلاق و جدائی قدری کاهش یافته است. علت آن نیز بی پناهی زن در جامعه جنگ زده ایران است. بر مبنای تحلیل بسیاری از رسانه‌ها خشونت خانوادگی بر زن شدت یافته و به ابعاد نگران کننده‌ای رسیده است. مرد خانواده و فرزندان فشارهای وارده در بیرون از خانواده را بر سر همسر و مادر خود وارد می‌کنند.

زمینه دیگری که در ابعاد نگران کننده‌ای زنان را تحت فشار روحی و جسمی قرار می‌دهد، بهداشت است. زنان به علت شرایط خاص خود در دوران پریود و زایمان باید به پزشک و وسائل خاصی دسترسی داشته باشند. زنان طبقه حاکم و فوقانی جامعه در این مورد مشکلی ندارند. زنان کارگر، زحمتکش و زنان اقشار پائین و میانه جامعه از این معضل رنج می‌برند. دارو گران و کمیاب است. مخارج بیمارستان و ویزیت دکتر غیر قابل پرداخت گشته است. راه‌های رفت و آمد ناامن گشته‌اند. این محدودیت‌ها سلامت و زندگی میلیون‌ها زن اقشار متوسط به پائین را تهدید می‌کند. این مسأله آنچنان ابعاد نگران کننده‌ای دارد که بخشی از بحث و تحلیل رسانه‌ها را به خود اختصاص داده است. سیمین کاظمی، جامعه ‌شناس می‌گوید: «پیامدهای بهداشتی جنگ نیز از دیگر نگرانی‌های مهم در این زمینه است. دسترسی به خدمات درمانی در شرایط درگیری نظامی به طور قابل توجهی دشوار می‌شود و این مسئله برای زنان، به ویژه زنان باردار، خطرات بیشتری به همراه دارد.» (رادیو زمانه)

این شرایط خفقان آور بدین دلیل برای زنان به فاجعه تبدیل می‌شود که زن ستیزی بی مثال رژیم جمهوری اسلامی بدان اضافه می‌گردد. این رژیم به علت ماهیت طبقاتی خود که فقط سود و قدرت را می‌بیند و ایدئولوژی خاص اسلامی زن ستیزش، نه تنها خواهان رسیدگی به معضلات پیچیده بر پای زنان جامعه نیست بلکه هر دم خشونت مرد سالارانه بر زنان را تشدید می‌کند. لذا معضلات اکثریت زنان کشور ما برای سال‌های طولانی بعد از جنگ نیز باقی خواهد ماند و بر آن نیز اضافه خواهد شد.

در جنگ اخیر زنان علیه جنگ و برای احقاق حقوق پایمال شده خود همراه پدران، برادران و شوهران خود به خیابان‌ها آمدند. در این مورد سازمان عفو بین الملل گزارش می‌دهد که «پرونده ۴۵ بازداشتی (شامل زنان، مردان و کودکان حداقل ۱۲ ساله) را که در ۱۷ استان ایران به طور قطعی مورد تجاوز، تجاوز گروهی و خشونت جنسی شدید توسط نیروهای اطلاعاتی و سپاه قرار گرفته بودند، به صورت حقوقی ثبت و تایید کرده.» امروزه تجاوز جنسی بخشی از سیاست ارعاب مردم توسط رژیم فاشیستی ایران گردیده است که در پروسه جنگ اخیر با شدت اعمال می‌شود.

موانعی که جنگ بر سر راه تکامل زندگی اجتماعی زنان می‌گذارد، فقط مربوط به ایران نیست. ساختار سرمایه‌داری زن ستیزانه است. و هر جنگی در هر نقطه‌ای از جهان به معضلات زنان و ایدئولوژی زن ستیزانه دامن می‌زند. سازمان ملل متحد درگزارشی می‌گوید: «با افزایش جنگ‌ها و درگیری‌ها در سراسر جهان،‌ اکنون بیش از هر زمان دیگری زنان و دختران کشته می‌‌شوند یا بی‌دفاع رها می‌‌شوند... تلفات غیرنظامیان در میان زنان و کودکان در مقایسه با دوره دو ساله قبلی چهار برابر شده است و خشونت‌های جنسی علیه زنان درجریان این جنگ‌ها و درگیری‌ها در این مدت ۸۷ درصد افزایش داشته است.» این حقیقت دردناک را بی بی سی، یکی از رسانه‌های بسیار مرتجع و وابسته امپریالیستی اقرار می‌کند. از اکتبر ۲۰۲۳ تا دسامبر ۲۰۲۵ بیش از ۲۲ هزار زن و ۱۶ هزار دختر کشته شده‌اند یعنی در هر روز ۴۷ زن و دختر جان خود را از دست داده‌اند (از داده‌های مرکز اطلاع رسانی فلسطین ۱۸ آوریل ۲۰۲۶)

این واقعیات دردناک زمانی با شفافیت خود را نشان می‌دهد که بنیان‌های اقتصادی و مکان‌های ریزش سرمایه مشخص شود. «در حالی‌که هزینه‌های نظامی در جهان در سال ۲۰۲۴ از ۷٫۲ تریلیون دلار آمریکا فراتر رفت، سازمان‌های زنان در مناطق جنگی تنها ۴٫۰درصد از کمک‌ها را دریافت کردند.» (از گزارش سازمان ملل متحد)

زنان ایران و دیگر کشورهای جهان نمی‌توانند در ساختار سرمایه‌داری روی آزادی و بهروزی ببینند. سلامت و آزادی آن‌ها در نظام سوسیالیستی نهفته است. این را تاریخ اتحاد جماهیر شوروی و چین سوسیالیستی سابق نشان داده است.

نظم کمونیستی

۲۵ خرداد ۱۴۰۵

شیوه تفکر یک خرده بورژوا: خرده بورژوا برای هر اقدامی منافع خود را محور قرار میدهد. اگر در جنبش انقلابی شرکت می‌کند، برای این است که از جنبش به صورت ابزاری برای رسیدن به مقام و پول استفاده کند. خرده بورژوا برای رسیدن به پول و مقام روی نعش مادرش هم پا می‌گذارد و از روی آن رد می‌شود.