سرمقاله                                                                                                              جنبش کمونیستی و توطئه رادیو فردا

      تازه‌ترین مقالات

علل رشد فاشیسم در سال‌های اخیر

برای یافتن علل رشد فاشیسم، در درجه اول باید روشن شود که فاشیسم چیست.

اقتصاد فاشیستی، تداخل سرمایه‌های عظیم خصوصی – کنسرن‌های بین‌المللی و ملی – با قدرت دولتی است. لذا دولت به عنوان نماینده کل بورژوازی بزرگ، سمت و سوی کل اقتصاد ملی و بین‌المللی را تعیین می‌کند. ضرورت این تداخل، ایجاد بالاترین تمرکز در اقتصاد و سیاست است تا تهاجم نظامی به خارج با صرف انرژی و اصطکاک کمتری صورت گیرد.

بر این مبنا فاشیسم به لحاظ اقتصادی فقط می‌تواند در کشورهای امپریالیستی پا به عرصه وجود بگذارد. زیرا فقط در یک کشور امپریالیستی می‌تواند کنسرن‌های غول آسای تولیدی و مالی – صادراتی بین‌المللی شکل گیرد. در فاشیسم نماینده این کنسرن‌ها و نمایندگان دولت یک رهبر مقتدر سیاسی انتخاب می‌کنند که هم بر دولت و هم بر این کنسرن‌ها مسلط باشد.

این شکل اقتصادی سرمایه‌داری امپریالیستی می‌طلبد که قدرت دولتی تا آنجا که ممکن است منسجم و متمرکز باشد. به این جهت در چنین دولت‌هائی حتی دموکراسی بورژوائي نیز رو به خاموشی می‌رود، پارلمان به ابزار قدرت یک فرد تبدیل می‌شود و استبداد فردی ویژگی حاکمیت می‌گردد. مثل دولت موسیلینی، دولت هیتلری و دولت شی جین پینگ، دولت ترامپ، دولت اردوغان، دولت پوتین و...

چنین دولتی همیشه رو به نظامی‌گری دارد و مردم قلمرو سیاسی خود را نژاد برتری می‌داند که باید بر دیگر نژادها  که پست هستند، تسلط یابد. لذا چنین دولتی همیشه نژادگرا و متهاجم به حاکمیت ملل دیگر است. چنین شیوه تفکر و عملکردی، باعث می‌شود که بخش عمده‌ای از ثروت ملی صرف نظامی‌گری گردد و از خدمت به مردم خارج شود. از این رو این دولت نژادپرست ناسیونالیست، برای ادامه حاکمیت خود از یک جانب به تشدید فوق‌العاده استثمار طبقه کارگر می‌پردازد و از جانب دیگر سرکوب شدید داخلی را نیز در پیش می‌گیرد.

دولت‌های سرمایه‌داری که هنوز امپریالیستی نیستند و چنین دیدگاه و عملکردی دارند، شبه فاشیستی هستند.

حال ما با این مقدمه به علل رشد فاشیسم در سال‌های اخیر می‌پردازیم.

۱- به لحاظ اقتصادی:

گروه

تقریباً در جهان

کل نیروی کار

۳٫۷ میلیارد نفر

شاغلان

حدود ۳٫۵ میلیارد نفر

بیکاران

حدود ۱۸۶ میلیون نفر

افراد دارای اشتغال غیررسمی

حدود ۲٫۱ میلیارد نفر

افراد دارای شکاف اشتغال

حدود ۴۰۸ میلیون نفر

سیستم سرمایه‌داری به ویژه مرحله امپریالیستی آن فقط با کسب ابر سود می‌تواند به حیات زالو‌گونه خود ادامه دهد. ولی ثروت جهانی و کسب ابر سود بی انتها نیست، محدودیت دارد. نیروی کار جهانی محدود است؛ بر مبنای گزارش ILO (سازمان بین‌المللی کار)  نیروی کار جهانی در سال ۲۰۲۶ حدود ۳٫۷ میلیارد نفر برآورد می‌شود. که از این تعداد ۲٫۱ میلیارد نفر کارگرانی هستند با اشتغال غیر رسمی (۵۸٪ نیروی کار). یعنی در عین شدیدترین استثمار، از هیچ پوشش حمایتی بیمه‌ای و قانون کار برخوردار نیستند. بیکاران فعال ۱۸۶ میلیون نفر تخمین زده می‌شود و کارگران رسمی بیش از یک میلیارد نفر می‌باشند.

چنانکه ملاحظه می‌شود نیروی کار برای ایجاد ثروت و ابرسود محدود به تقریباً ۳ میلیارد نفر است.

مقدار ثروتی که این نیروی کار در ۲۰۲۵ در شکل تولید ناخالص داخلی جهانی تولید کرده است، ۱۱۸٬۰۰۰ میلیارد دلار برآورد می‌شود. (بانک جهانی) در نتیجه، این ثروت نیز محدود است.

هر کشور امپریالیستی در تلاش است که به نیروی کار هر چه بیشتری دسترسی پیدا کند و از ثروت اجتماعی که در فوق ذکر گردید سهم بیشتری به دست آورد. به بیان دیگر هر کدام از آن‌ها تلاش می‌کند که بر بازار جهانی حاکمیت خود را تثبیت نماید. این امر ممکن نیست مگر تحت دو فاکتور: ۱- داشتن اقتصاد قدرتمندی که بتواند از این طریق بازار امپریالیست‌های دیگر را از دستشان خارج کند. مثل اقتصاد امروزه چین. ۲- روی آوری به نظامیگری و تهاجم به کشورها و بازارهای دیگر کشورهای سرمایه‌داری و امپریالیستی. مثل آمریکا، روسیه حتی ترکیه و هند که به دخالت و تهاجم و اشغال مناطقی از کشورهای دیگر رو می‌آورند.

هر چه بر معضلات اقتصادی (داخلی و خارجی) کشورهای سرمایه‌داری افزوده می‌گردد، نیازشان به پول و سرمایه (ثروت اجتماعی موجود در سطح جهانی) بیشتر و رقابت تشدید می‌شود. برای پیروزی در این رقابت، مؤسسات تولیدی و مالی بزرگ ملی و بین‌المللی این کشورها با ساختار دولتی ادغام می‌شود، نظامیگری و ناشی از آن استبداد فردی به اوج خود می‌رسد، فاشیسم از دل این رقابت‌ها و سرکوب داخلی آرام آرام سربر می‌آورد و قدرت دولتی را در چمبره خود می‌گیرد.

تعداد تظاهرات ثبت و برگزار شده فقط در شهر فرانکفورت

 سال

تجمعات ثبت شده و مجاز

تجمعات برگزار شده

2025

2904

2491

2020

1467

1200

2015 

1611

1408

2005 

539

475

2000 

258

237

منبع آمار: سایت Stadt Frankfurt am Main      

جنگ روسیه با ناتو در اوکراین، ضربات شکننده‌ای به اقتصاد روسیه و اوکراین و کل اقتصاد جهانی وارد کرد و اوضاع آشفته اقتصادی کشورهای سرمایه‌داری را آشفته‌تر و زندگی زحمتکشان این کشورها را بحرانی‌تر و مصیبت‌بارتر نمود.

تولید ناخالص اوکراین در سال ۲۰۲۲ بیش از ۲۹٫۱ درصد کاهش یافت و اقتصاد روسیه در همین سال ۲٫۱ درصد فرو نشست. در حالی که هزینه نظامی اوکراین ۱۲۵ میلیارد دلار در سال ۲۰۲۴ و هزینه نظامی روسیه ۱۴۹ میلیارد دلار برآورد می‌شد.

در این مدت صادرات نفت روسیه به کشورهای اروپائی ۵۱ درصد کاهش یافته است این امر باعث افت صنعت در اروپا و کاهش شدید درآمد روسیه گردیده است. این در حالی است که صادرات نفت روسیه به چین و هند و چند کشور دیگر افزایش یافته است.

این روند تأثیر عمیقی در بحران‌های مالی کشورهای جهان به ویژه کشورهای اروپائی برجا گذاشته است.

امروزه شریان حیاتی نظام امپریالیستی – تنگه هرمز - توسط بورژوازی شبه فاشیستی ایران بسته شده است. باب‌المندب نیز توسط نیروی نیابتی جمهوری اسلامی، حوثی‌ها، سد گردیده است. لذا درون کشورهای سرمایه‌داری به ویژه امپریالیستی آشفتگی‌های عظیم اقتصادی و ناشی از آن فقر و فساد و نارضایتی گسترش یابنده حاکم است. بورژوازی حاکم در این کشورها قادر نیست به نیازهای مردم جواب دهد. لذا اعتراضات میلیونی و طولانی مدت علیه این دولت‌ها شکل می‌گیرد و پایه‌های آن‌ها را می‌لرزاند.

نیروهای راست متمایل به فاشیسم با استفاده از این شرایط، توده‌های عقب مانده را قانع می‌سازند که اگر به قدرت برسند به نیازهای اقتصادی و سیاسی آن‌ها جواب مثبت خواهند داد. اولین گام آن‌ها در "تغییر مثبت شرایط زندگی داخل کشور" بیرون راندن مهاجران است. نماینده حزب فاشیستی آلترناتیو برای آلمان در یک مصاحبه تلویزیونی گفت که ما کارت شهروندی خارجی‌هائی را که از ۲۰۱۵ شهروند شده‌اند، پس می‌گیریم تا دوباره درباره آن‌ها بیاندیشیم. بسیاری از مردم آلمان نیز با این سیاست توافق دارند. همین سیاست با ویژگی خود در فرانسه جریان دارد، در ایتالیا و انگلستان نیز همین روند را پی می‌گیرند و...

۲- به لحاظ سیاسی:

 یکی از زمینه‌های اساسی رشد سیاسی فاشیسم  در سال‌های اخیر، چه در سطح جهانی و چه در سطح ملی، تقابل با طبقه کارگر و جنبش کمونیستی است، زیرا این دو جنبش که هر روز بیش از روز پیش گسترش می‌یابند و منسجم می‌شوند. در سال ۲۰۲۵ میلادی ۳۰۶ میلیون نفر که ۲۶۵ میلیون آن کارگر بودند، دست به اعتصاب و تظاهرات زدند. .. ولی از ژانویه تا آوریل سال ۲۰۲۶ حداقل ۳۶۱ میلیون نفر که ۳۴۶ میلیون آن کارگران‌اند، در اعتصاب و تظاهرات بودند. (آمار از اسناد کنگره اِمْدِن Emden حزب مارکسیست لنینیست آلمان MLPD) به این تعداد ده‌ها میلیون‌ تظاهر کننده و اعتصابی که به صورت گروه‌های کوچک از چشم آمارگران جهان پوشیده مانده است، باید اضافه گردد. در این مبارزات خواست‌های سوسیالیستی و شعارهای سوسیالیستی تظاهر روز افزونی داشته است.

سرمایه‌داری به ویژه نیروهای امپریالیستی که از شکل گیری مجدد یک یا چند کشور سوسیالیستی وحشت مرگ دارند، خود را تا دندان علیه این جنبش‌ها مسلح می‌کنند، سازمان می‌دهند و متمرکز می‌شوند. لذا سرکوب جنبش کارگری و کمونیستی نقش اساسی در امنیت پشت جبهه کشورهای امپریالیستی‌ئی دارد که به بیرون تهاجم می‌کنند. هر چه سرکوب جنبش کارگری و کمونیستی در داخل قلمرو سیاسی، همه جانبه‌تر صورت گیرد، تهاجم به بیرون متمرکزتر و همه جانبه‌تر انجام می‌شود. لذا یکی از تظاهرات عمده فاشیسم گرایش رادیکال ضد کمونیستی و ضد کارگری‌ست که با شدت یابی جنبش‌های اجتماعی، کارگری و کمونیستی،  شدت می‌یابد.

ولی در عین حال لازمه تهاجم به بیرون، داشتن یک بهانه قابل قبول است. نیروهای فاشیستی برای تحکیم قدرت سیاسی خود و تهاجم به خارج، ناسیونالیسم و نژادپرستی را در بین توده‌های مردم به ویژه زحمتکشان دامن می‌زنند. مردم تحت قلمرو سیاسی خود را اربابان جهان معرفی می‌کنند که باید بر بخش‌های دیگر بشریت مثل برده‌داران حاکمیت کنند. نژاد ژرمن، نژاد سامی و اول آمریکا تظاهر روشن این واقعیت است.

یکی از ابزارهای هیتلر در کشاندن جنگ به روسیه و آفریقا و بخش‌هائی از اروپا، "برتری نژاد ژرمن – نژاد آریائی" بود که در شکل "آلمان بالاتر از هر چیز" تظاهر عملی می‌یافت و با این ابزار ایدئولوژیک بسیاری را برای منافع بورژوازی آلمان به اقسا نقاط دنیا می‌فرستاد تا دیگران را نابود کنند و خود نیز جانشان را از دست بدهند.

امروزه اسرائیل نژادپرستی را در شکل تبلیغ "برتری نژاد سامی بر دیگر نژادها" آشکار می‌سازد و با این ابزار، عقب مانده‌ترین توده‌های اسرائیل را علیه مردم فلسطین و دیگر مردمان عرب بسیج می‌کند و به کشتار آنان می‌فرستد.  

سیاست اشغالگرانه ترامپ، باعث گردید که کشورهای اروپائی از ترس "آمریکای متحد و دوست خود" صدها میلیارد دلار هزینه نظامی کنند، سرمایه‌ای که می‌تواند به بسیاری از معضلات اقتصادی و درمانی مردم پاسخ دهد. ناشی از این سیاست، هند، ترکیه، مالزی و بسیاری از کشورهای دیگر بودجه‌های نظامی خود را افزایش دادند و از بودجه داخلی صنعت، درمان، خانه سازی و غیره به شدت کاسته‌اند. دولت این کشورها با گام‌های بلند به نظامی‌گری هراس آوری مشغولند. برای مثال پس از ادعای ترامپ در مورد مالکیت آمریکا بر کانادا،  بودجه نظامی کانادا ۲۰ درصد افزایش نشان می‌دهد. اقتصاد نظامی همیشه انسان نظامی و راستگرا را در رأس قدرت می‌کشاند و به فاشیسم میدان وسیعی می‌دهد.

در مقابل درماندگی بورژوازی حاکم در کشورهای عمده جهان، بورژوازی فاشیستی چه در سطح جهانی و چه در سطح ملی به عوامفریبی گسترده‌ای روی آورده است. بخشی از توده‌های ناراضی از حاکمیت نالایق کشور خود، این عوامفریبی و وعده‌های کاذب نیروهای فاشیستی را برای نجات خود قبول می‌کنند و حاضر می‌شوند برای آن تلاش کنند.

فاشیسم در دوران اخیر برای تحمیق توده‌های خرده بورژوازی و طبقه کارگر، علاوه بر حفظ کلیه خصلت‌های گذشته خود، به شیوه تفکر خرده بورژوازی نیز روی آورده است. آن‌ها از اجرای رفرم‌های اجتماعی صحبت می‌کنند، ناسیونالیسم کوته نظرانه را تبلیغ می‌کنند، هومانیسم و یگانگی ملی را تحت رهبری خود تبلیغ می‌کنند. همه این عوامفریبی‌ها در جهت تقویت ایدئولوژی ضد کارگری و ضد کمونیستی آن‌ها صورت می‌گیرد.

یکی از علل رشد فاشیسم در این ابعاد، عدم حضور یک انترناسیونال واقعی مثل انترناسیونال سوم در صحنه بین‌المللی و احزاب کمونیست بلشویکی در چارچوب ملی‌ست. زیرا فقط کمونیست‌ها هستند که می‌توانند به صورت علمی، تاریخی و تحلیل اوضاع مشخص فعلی، این عوامفریبی‌ها را در هم بشکنند و توده‌ها را برای رهائی و آزادی از بورژوازی بسیج کنند.

نظم کمونیستی
۲۳ مهر ۱۴۰۵

شیوه تفکر یک خرده بورژوا:  خرده بورژوائی که ماسک چپ بر چهره دارد، از هر امکانی برای تقویت و سر و سامان دادن مالی خود استفاده می‌کند. حتی به سادگی و بدون عذاب وجدان از صندوق سازمانی که در آن عضو است تا می‌تواند پول می‌دزدد. چنین خرده بورژوائی همیشه سعی می‌کند در نشست‌ها کنار ریاست جلسه بنشیند و در ریاست سهیم گردد. این خرده بورژوا، انتقاد را با انتقام، لجن پراکنی و اتهام جواب می‌دهد، همان روشی که دولت‌های فاشیستی مثل جمهوری اسلامی و یا اسرائیل و دولت ترامپ و سازمان‌های جاسوسی آن‌ها در مورد اپوزیسیون و مخالفین خود پیش می‌گیرند.