تروتسکیسم، ضد انقلاب در خفا ۱۰
مؤلف: جی. اُلجین
مترجم: آمادور نویدی
لنین بطور قطعی میگوید:
«توسعه سیاسی و اقتصادی ناموزون، یکی از قوانین مطلق سرمایهداریست. [تأکید از نویسنده] بنابراین، امکان دارد که پیروزی سوسیالیسم ابتدا در چند و یا حتی تنها در یک کشور سرمایهداری بطور جداگانه اتفاق بیفتد. پرولتاریای پیروزمند آن کشور، پس از مصادره سرمایهها و سازماندهی تولید سوسیالیستی خود، علیه بقیه جهان سرمایهداری قیام میکند، طبقات تحت ستم کشورهای دیگر را بخود جلب میکند، و در میان آنها شورش علیه سرمایهداری را افزایش میدهد؛ و در صورتی که لازم باشد حتی با نیروی مسلحانه علیه طبقات استثمارگر و دولتهای آنها مبارزه میکند». ایجاد «فدراسیون آزاد ملتها در سوسیالیسم بدون یک مبارزه کوتاه یا طولانی مدتتر و سرسخت جمهوریهای سوسیالیستی علیه ایالتهای عقبافتاده غیرممکنست.» (ولادیمیر ایلیچ لنین، مجموعه آثار، چاپ روسی، جلد هیجدهم، ص. ۲۳۲-۳).
تروتسکی توسعه ناموزون کشورهای سرمایهداری را تحت امپریالیسم انکار میکند. او کُل تجزیه و تحلیل لنین از امپریالیسم که به عنوان یک کُل یکپارچه شکل گرفته است، و باید به ناچار از طریق انقلاب پرولتری در ضعیفترین نقطه آن شکسته شود را انکار میکند. تروتسکی فکر میکند که تضادهای داخلی و خارجی امپریالیسم به اندازه کافی تشدید نیافتهاند که بتواند شکست جبهه امپریالیستی را در یک کشور امکانپذیر سازد. تروتسکی فکر میکند که نیروهای انقلاب پرولتری به اندازه کافی قوی نیستند که قادر باشند جبهه امپریالیستی را در یک کشو ر شکست دهند، و درست جهت پوشش شکست خود با عبارات انقلابی، ایده انقلاب در یک کشور را بگونهای پیش میکشد که توسط انقلابهای کشورهای دیگر حمایت شده باشد، اما تروتسکی نمیتواند واقعیت را نادیده بگیرید که او به کارگران هر کشوری میگوید، «شما نمیتوانید به تنهایی انقلاب کنید؛ مطمئن باشید که شکست میخورید؛ منتظر بمانید تا دیگر کشورها انقلاب را شروع کنند؛ و اگر انقلاب در جاهای دیگر نباشد، شما محکوم به فنا هستید» – و این بمثابه انکار هر امکان انقلابیست
این در زمانی بود که اولین انقلاب روسیه (۱۹۰۵-۶) هنوز تمام نشده بود، اگرچه به روشنی در حال شکست بود؛ زمانی که بلشویکها با لنین با کوشش زیاد هر تلاشی میکردند که سازمانهای کارگران را که زیر ضربات فزاینده ارتجاع بودند زنده نگه دارند؛ زمانی که بلشویکها نهایت سعی خودشان را میکردند تا درک کنند که چه اتفاقی میافتد، نیروهای انقلاب را تجزیه و تحلیل کنند، و دلایل شکست نیروهای انقلاب را درک کنند و از آن جایی که انقلاب به اهداف خود نرسیده بود، تودهها را برای نبردهای انقلابی جدید آماده سازند که اجتناب ناپذیر بود- در آن مقطع بود که تروتسکی با برآورد زیر ظاهر شد:
«ما نمیتوانیم برای لحظهای شک کنیم، که بدون حمایت مستقیم پرولتاریای کشورهای اروپایی، طبقه کارگر روسیه نمیتواند خودش را در قدرت حفظ کند و حکومت موقت را به دیکتاتوری سوسیالیستی پایدار منتقل کند.» (لئون تروتسکی، انقلاب ما، نسخه روسی، ۱۹۰۶، ص. ۲۷۸).
تروتسکی در این بیانیه خود چه میگوید؟ تروتسکی به کارگران میگوید که حتی اگر بر حسب شرایط موقعیت آنها خودشان قدرت دولتی را بدست بگیرند، قادر نیستند که قدرت را حفظ کنند. تروتسکی ادعا میکند، که کارگران نیازمند حمایت پرولتاریای کشورهای اروپایی هستند، برای مثال، حمایت پرولتاری اروپایی که قدرت دولتی را در دست دارند. در نبود چنین حمایتی، یک انقلاب موفق در روسیه غیرممکن است – و این برای کارگران روسیه بیفایده است که تلاش کنند قدرت را تصرف کنند. تروتسکی هنوز به منشویکهایی که با ماهیت امپریالیستی سرمایهداری امروزی بی توجه اند، و به نظریه فرسودهای چسبیده است که جنبش انقلابی پرولتری باید در پیشرفتهترین کشورهای سرمایهداری، قدرتمندترین باشد. تروتسکی، همراه با منشویکها، به توسعه ناموزون سرمایهداری که توضیح میدهد چرا جنبشهای انقلابی در جایی که زنجیر امپریالیسم در ضعیفترین حلقه خودست، میتوانند قدرتمندترین باشند، توجهی ندارد – چیزی که در پیشرفتهترین کشورهای سرمایهداری ضرروتی ندارد.
پاسخ تروتسکی به تئوری توسعه ناموزون سرمایهداری لنین چنینست:
او آن را در سال ۱۹۱۷ در رساله خود، برنامه صلح نوشت. تروتسکی آن را دوباره در سال ۱۹۲۴ در مجموعه آثار خود منتشر ساخت، که آشکارا آن را صحیح میدانست.
«تنها از ملاحظه تاریخی کم و بیش واقعی که علیه شعار ایالت متحده اروپا طرح شد در [ارگان بلشویکی – تأکید از نویسنده] در سوسیال دمکرات سوئیس در جملهای که میآید فرموله شده بود: «توسعه ناموزون اقتصادی و سیاسی یک قانون مطلق سرمایهداریست». از این سوسیال دمکراسی نتیجهگیری میکند که پیروزی سوسیالیسم در یک کشور ممکن است، و آن که، بنابراین، ضرورتی ندارد که ایجاد ایالات متحد اروپا را شرط برقراری دیکتاتوری پرولتاریا در هر کشور جداگانه بدانیم. توسعه سرمایهداری در کشورهای مختلف ناموزون است، و یک واقعیت کاملاً بدون مناقشه است. اما این ناموزونی بخودی خود بی نهایت ناموزون است. سطح سرمایهداری انگلستان، اتریش، آلمان یا فرانسه یکسان نیست. اما در مقایسه با آفریقا یا آسیا تمام این کشورها نماینده سرمایهداری “اروپاست“، که برای انقلاب اجتماعی رشد کرده است. و به منظور اجتناب از جایگزینی ایده انفعال بینالملل انتظار جهت ایده اقدام بینالملل همزمان، هیچ کشوری در مبارزه خود نباید “منتظر“ دیگران بماند، چرا که ایده ابتدایی مفید است و نیاز به تکرار دارد. بدون منتظر شدن برای دیگران، ما مبارزه خودمان را در خاک ملی خود شروع و ادامه میدهیم و کاملاً مطمئن هستیم که ابتکار عمل ما انگیزهای برای مبارزه در دیگر کشورها میشود؛ اما اگر این اتفاق نیافتاد، سپس این ناامید کننده است، در پرتو تجربه تاریخی و در پرتو ملاحظات تئوریک، فکر میکنم، برای مثال، که یک روسیه انقلابی بتواند خودش را در مواجهه با اروپای محافظه کار نگه دارد و یا آن که یک آلمان سوسیالیستی بتواند در جهان سرمایهداری منشعب شده باقی بماند.» (لئون تروتسکی، مجموعه آثار، چاپ روسیه، جلد سوم، بخش اول، ص. ۸۹-۹۰).
ادامه دارد


